مرضيه محمدزاده

910

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

رضا قلى خان هدايت رضا قلى خان طبرستانى ، فرزند آقا محمّد طاهر طبرستانى ملقب به « لَلِه باشى » و متخلّص به « هدايت » در سال 1218 ه . ق . در تهران متولّد شد . پدرش از مردم محّال اطراف دامغان بود . چند سال بعد از فوت پدرش ، تحصيل علوم متداول را در شيراز آغاز كرد . هدايت از ابتداى جوانى شعر مىسرود و « چاكر » تخلّص مىكرد ولى بعد ، تخلص « هدايت » را برگزيد . در موقع سفر فتحعلى شاه به اصفهان مورد توجه شاه قرار گرفت . وى لقب « خان » و « امير الشعرا » يافت . چون فتحعلى شاه درگذشت به دربار محمد شاه راه يافت و به دستور او تربيت عباس ميرزا را به عهده گرفت و از آنجا به « لله باشى » نيز معروف گرديد . پس از كناره‌گيرى و چندى عزلت در عهد ناصر الدّين شاه به سفارت خوارزم تركستان مأمور شد و هم زمان با عزل امير كبير به تهران بازگشت و به معاونت وزير علوم و معارف و رياست دار الفنون رسيد و مدت پانزده سال در اين سمت باقى بود . در همين مدت به دستور شاه ، مأموريت تكميل تاريخ « روضة الصفا » را يافت و سه جلد بر هفت جلد اصلى آن افزود كه شامل تاريخ دوره‌ى صفويه ، افشاريه ، زنديه و قاجاريه است . هدايت چاپخانه‌اى تأسيس كرد كه بسيارى از كتب ادبى عصر قاجاريه در آنجا به چاپ رسيده است و بدين وسيله خدمت ديگرى به فرهنگ ايران كرد . هدايت تأليفات بسيارى به نظم و نثر دارد . مهمترين آثار او عبارتند از « مجمع الفصحاء » ، « تذكره‌ى رياض العارفين » ، « مدارج البلاغه در علم بديع » ، « روضة الصفاى ناصرى » ، « اجمل التواريخ » ، « ديوان اشعار » ، مثنوىهاى « انوار الولايه » ، « انيس العاشقين » ، « بحر الحقايق » ، « هدايت نامه » ، « منهج الهدايه » ، « فرهنگ معروف انجمن آراى ناصرى » كه اين كتاب آخرين اثر اوست . ديوان غزليات او شامل بيش از 8 هزار بيت و ديوان قصايد او شامل بيش از ده هزار بيت مىباشد . « 1 » هدايت به سال 1288 ه . ق . درگذشت . - * - 1 ديگر چه شد كه زد شه اين نيلگون طبق « 2 » * در خم نيل جامه و شد طشت خون شفق رخهاست پر ز ژاله و سرهاست پر ز خاك * جانهاست پر ز ناله و دلهاست پر قلق گيسو گشاده شام و گريبان دريده صبح * ديدى به حال ليل و نظر كن سوى فلق گويى ز بس به فرق فشاندند خلق خاك * پوشيده ماند چهره‌ى خورشيد در غسق « 3 » تا عرش كردگار ، خروش ملايك است * يا رب ، عزاى كيست كه صاحب عزاست حق ؟ در خدمت عزاى وى از بهر افتخار * جويند قدسيان همه بر يكدگر سبَق باشد بلى عزاى امامى كه قتل او * بر باد داده دفتر دين را ورق ورق نوباوه‌ى رياض نبى فخر عالمين لب تشنه‌ى شهيد سر از تن جدا حسين

--> ( 1 ) - لغت نامه دهخدا . مجمع الفصحاء ؛ ج 6 ، ص 1209 . ريحانة الادب ؛ ج 6 ، ص 354 . ( 2 ) - نيلگون طبق : آسمان . شه نيلگون طبق : خورشيد . ( 3 ) - غسق : نيك تاريك شدن شب .